وبلاگ من +

دیدم خیلی ها اومدن تو وبلاگ قبلی کامنت گذاشتن، با سرچ کردن کلمه "طلاق" تو گوگل، اولین وبلاگی رو که دیدن، وبلاگ من بوده و خلاصه منم کنجکاو شدم، با سه تا سروری که دارم طلاق رو تو گوگل سرچ کردم و دیدم متاسفانه بله! تو یکی اولین سایتی که اومده بود، وبلاگ قبلی من بود، تو دو تای دیگه هم سومین و چهارمین سایت بود.... خیلی میترسم یهو روباه با خانوادش، اینجا رو پیدا کنن، هرچند اصلا ازشون نمیترسم، ولی دوست ندارم کمترین اصطحاکی یا سایه ای ازشون تو زندگی ام بیفته، ازشون متنفرم، از همشون، به همین خاطر باید بشینم تمام پست های وبلاگ قبلی رو که نشونه ای توشون هست، رو پاک کنم.....راستی یه چیز جالبی هم بهتون بگم، میخوایید بدونید افراد بیشتر با سرچ چه کلماتی وارد وبلاگ من میشن؟نیشخند یه چند تایی اش رو خیلی جالبه ببینید: عین عین، رستاسادات، کتک های مامان، رستا و روباه، بازم اشک می خوام!!!! بلههههههههه، بعضی از افراد با سرچ این کلمات وارد شدن، حالا دیگه کلمه طلاق و مشتقاتش بماند....

از شنبه هم که دوباره دانشگاه و خاک تو سری و تمام کارهای مونده و درس های نخوندهناراحت ای خدااااااااااااااااااااا،(میخواسم داد بزنم، گله کنم، پشیمون شدم) دوستت دارم، هر چند هنوز عقل تو مغزم نذاشتی، خنگ هم شدم، ولی بازم دوستت دارم، رَبّ لا تَکِلْنِی اِلی نَفْسِی طَرْفَهَ عَینٍ اَبَداً.....

اطلاعیه:

میخوام یه پست متفاوت با همیشه بذارم، ولی متاسفانه الان وقت تایپ کردن ندارم، میخوام از تجاربم با جنس مذکر بنویسم، و اینکه چه درسهایی از زندگی با روباه گرفتم، آخه کلا از وقتی افتادم تو کارای طلاق، خیلی زن و شوهرای متفاوت دیدم و تو دادگاه و دفتر وکیل،قصه های مختلف شنیدم و حتی خیلی خیلی خیلی زیاد تو نت مطالعه کردم، شاید براتون متفاوت باشه و شاید سودمند.....شما ها هم میتونید با گذاشتن تجربیاتتون کمک کنید، میتونید با عوض کردن اسمتون، کامنت بذارید... دیگه خلاصه منتظر یه همچنین پستی به زودی در هفته بعد باشید.... چون میخوام با دقت کامل بنویسم و چیزی رو از قلم نندازم، طول میکشه تا آماده شه...
+ من در حد و اندازه ای نیستم که بخوام کسی رو نصیحت کنم ها، چیزایی که خواهم نوشت فقط و فقط یا حاصل تجربیات شخصی است و یا مطالعاتی بوده که کردم.... دوست دارم با شما اونا رو در میون بذارم تا اشتباهاتم رو تصحیح کنم، و ازتون درس های جدید یاد بگیرم.... مرسی

/ 56 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیما

نظرم حذف شد؟

تنها ف

هیچی همینجوری .. هیچ اتفاق خاصی هم نیوفتاده [خنثی] حوصلم سر رفته [رویا] وای یه عالمه درس دارم .. یه عالمه تحقیق و کار عملی .. ولی ینی بگی یه سر سوزن حسش هست نیست [نیشخند][ناراحت][سبز][رویا]

مهناز

سلام مینا جون من نامزدم دادگاه مهریه ونفقه قبل عید تشکیل شد تقریبا به نفع من بود ولی هنوز جواب قطعی رو ندادن دادگاه دیروز مربوط میشد ب"پسر ادعا کرده بود که کلی طلا پیش من گذاشته بود منم در کمال صداقت کل ماجرا رو واسه قاضی گفتم قاضی ی آدم خیلی خوبی بود انقد آدم زرنگی بود همش ازش سوالا معکوس میپرسید تا پسره دستش رو شد"

مینا(منم یه مطلقه خواهم شد)

مرسی مهناز جون.مثل روباه من که اتهام دزدی به من زد و دستش جلو قاضی رو شد.و قرار منع تعقیب براش صادر شد. بازم خدا شکر طرفتو زود شناختی عزیزم.خدا خودش راه خوشبختی رو جلوی من و رستا جون و مهناز جون و هرکی که یه جورایی یه روباه داره بزاره.

آرزو

من با سرج کردن (ماجرای من و ) وارد وبلاگ قبلیت میشم وبعد میام اینجا

hilma

رستا جان ممنون كه برام رمز كذاشتي عزيزم همه ارشيوتو خوندم منم رشتم مهندسي ميدوونم جقدر سخته رشتم برق بود البته ٤ سال كه فازغ التحصيل شدم افرين عزيزم كه اينقدر محكم و استوار داري ادمه ميدي همين طوري بمون تا اخرش مطمينم كه حق به حقدار ميرسه بوووووس

سحر

چه کارههه خوبی...[لبخند]

سینا

سلام دوست عزیزم اپادانا فس افتتاح شد منتظر حضورت هستم

روباه

ما مردا روباه اما اون زنی که نامردی های غیر قابل ذکر در حق شوهرش به پشتوانه مهریه اش انجام میده چی باید گفت رستا خانم؟دلم خونه اما نمیدونم کجا و چطور خودمو خالی کنم.

عسل

سلام عزیزا...منم دارم به جمع مطعلقه ها اضافه میشم.من تعریف نمیکنم از خودم ولی دختر پاکی هستم.وشوهرم کلی تهمت ودروغ وتوهین بهم زده.فقط میخوام خدا حسابشو برسه