ازگیل :)

خب یه چند وقتی هست که یه سری مشکلاتی برام پیش اومده و منم آستانه تحملم اومده پایین تر و جالبه از زمین و آسمون هم داره می باره! هر چند که خجالت آوره ولی دارم دنبال یه دعا نویس خوبی میگردم!نیشخند تعجب نکنید، همه  آدم ها در برهه از زندگی خل می شوند و منم دقیقا در اون برهه هستم الاناز خود راضی ... خدا خودش رحم کنه...

پهنای باند اینترنت خونه رو به 2 مگ افزایش دادم، کارم شده دانلود فیلم! ... خیلی وقت بود زده بودم رو دیدن فیلم، این روزا به رکورد 3 عدد فیلم در روز هم میرسه! از با کاری زیاد هستا! نه بیکاری! خلاصه دیگه فک کنم یه 30 تا دیگه فیلم هم ببینم(یعنی 10 روز دیگه)، تقریبا تمام 250 فیلم های برتر IMDb رو دیگه دیدم! ... راستش رو بخوایید هر چی زور زدم، شبیه سازی هام جواب ندادن، منم ولشون کردم، زدم دنده بی خیالی! هر چه بادا باد! مقاله پقاله هم نخواسیم، پیشونی منو کجا می شونینیشخند... الان واقعا جیگرم داره آتیش میگیره ها ولی خب خر آدم که از کرگی دم نداشته باشه؛ الان چی کارش کنم؟ بش دم مصنوعی بچسبونم؟ جواب میده آیا؟ به یک عدد دم مصنوعی خر نیازمندیم!

دیروز واقعا ناراحت بودم به خاطر همین مسایل درس و اینا، یه کم با خودم فکر کردم چه کاری کنم که ازین حال و هوا بیام بیرون، یه فیلم گذاشتم ببینم... فیلم 2 ساعت و 53 دقیقه... و من تمام مدت داشتم ناخن ام رو لاک میزدم! هی پاک میکردم؛ هی دوباره میزدم! اصلا مهارتی در لاک زدن ندارم! کلا مهارتی در کارهای ظریف ندارم! بعد اینکه تمام لباس هام و میزم و همچنین لپ تاپم لاکی شد، و فیلم هم تموم شد، کار ناخن های منم تموم شد...

بعدش رفتم حمام و برگشتم با حوصله تمام موهام رو دسته دسته کردم و با شونه (نه برس!) مرتب و خوشکل کردم، آروم آروم صورتم رو کرم زدم، دست و پاهامو کرم زدم، یه آرایش ساده کردم... یک ساعت نیم دیگه هم طول کشید ولی وای که چقدر حس خوبی داشتم... حتما امتحان کنید وقتایی که ناراحتید، عجیب جواب میده!

بعد از ظهر بود تو خونه همه خواب بودن... بعدشم رفتم حیاط ازگیل چیدممم، با آرامش تمام خوردم... عکسم گرفتم که در زیر مشاهده میکنیدنیشخند

 

بلیییی خلاصه یک روز کسل کننده رو ب روزی لذت بخش تبدیل کردیم... ولی هر چند که اثرات موقتی دارد و فردای آن روز دوباره همان آش و همان کاسه خواهد بودنیشخند... به دعای سبزتان نیازمندیم بد رقمچشم

+ 4 روز هست که دارم روی یک پستی کار میکنم براتون بذارم... چون می خوام چیز خوبی از آب دربیاد پس تا از نوشته ام راضی نشدم نمیذارم... ولی امیدوارم براتون مفید و به درد بخور واقع بشهمژه

+ پست عکسم رو شنبه دوباره میذارم تا دوستام اونایی که ندیدن، ببینن، و شب برش میدارم پس لطفا دیگه نیایید بگید ما ندیدیم هاگاوچران

/ 80 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فهیمه

در جواب عاطفه: با رستا موافقم عاطفه جان.اگر قوی باشی و خودتو بسازی و خودت خودت رو در دایره ی انسان های بیچاره و زنان بیوه ی بدبخت قرار ندی مطمئن باش پایانش خوشه :) عبادت کن،خیلی کمکت میکنه

يكتا

اين پستي كه وعده داديد فراموش نشه [چشمک]

فهیمه

خواهش میکنم عزیزم بله خوندن پستای رستا خیلی کمکت میکنه .منم همین حس ها رو تجربه کردم.اگر بیکاری یا درس نمیخونی حتما سرتو بند کن یه جا بصورت جدی

aram

khob begoo nemidam dige chera injori negah mikoni?az in be bad roshan mimonam khobe?

مرضی

سلام از وبلاگ نمیدونم کی یادم نیس ولی همون که گفت تو براش نماز خوندی تو مکه و دعا کردی که بره مکه بعد مشتاق شدم بیام و اینجا رو دیدیم شما چند سالتونه من در شرف ازدواجم نیمه شعبان عقد دارم و اون کلیاتی که از خودت هم نوشته بودی خوندم نااراحت شدم

مسرور

چه باغچه قشنگی دارین. خونتون شماله؟

پری (یه )دختر

ماشالله. دختر حالا خوبه تو بلد نیستی لاک بزنی. اگر بلد بودی چه میکردی:-D منو دلداری بده شکست عشقی خوردم رستا:-P گور باباش مگه نه؟ :-D میدوستونمت دوست جونی:-* خیلی زیاددد ولی حیف شد. یه نابغه بود که از دستش دادم... کاش بلد بودم از خودم یه نابغه بسازم به جای اینکه به یه نابغه فکر کنم... راستی خ ب کاری کردی و یه تنوع و احساس آرامش به خودت دادی. گاهی این بهترین راهه

محمد

سلام...

107........؟

و باز هم چرت نوشته هاي من ( 107 ) . . چيزي تو را خواهد ترساند، که عقل از سرت مي پرد و ناخوداگاه با خود زمزمه مي کني که ديگر دير شده است و حتي اگر سعي کني بگريزي، همزادت در نقطه اي ديگر تو را از پاي در خواهد اورد و در ان روز که پيش از هر چيزي، احساس بدبختي مي کني شايد فقط ديوانه شدن، کمي ارامت کند پس بخند تا در پناه ديوانگي هايت به ارامش برسي . . هواي سفر دارم سفر از نوع رفتن، سفر از جنس عبور از خودم از اطرافم شايد حتي از دنيا.... در جايي که دهانت را مي بويند، مبادا گفته باشي ""دوستت دارم"" ماندن معنايي ندارد حتي توان "قايق" ساختن هم نيست براي من خواندن اينکه شن هاي ساحل نرم است، کافي نيست مي خواهم پاي برهنه ام اين نرمي را حس کند پس مي روم تا حس کنم، هر انچه را بايد .............................!!!!!.......... شبي خواهم رفت.. شبي که تو به زيبايي يک خواب لطيف، در انبساط افکارت گم شده اي و چه سفري بايد باشد، آري ....... انقدر مي روم تا از جنس نور شوم شفاف ... بي رنگ .... بي مکان ..... بي زمان ........ به قول استاد ""امين پور"" ****باز ميرسم به خود از خودم که بگ

ffm

سلام من دنبال یه دعانویس خوب میگردم بسیار ضروریه. بحث مرگ و زندگیه باید طلسم یکیو باطل کنیم واقعا ممنون میشیم کمکم کنین