تک یادداشت چهار

+ اول بگم خبر خوبم درباره یه امتحانی بود که داده بودم و نمره ام در عین ناباوری خوب شده بود. دو تا امتحان بود و بالاترین نمره رو در هر دو امتحان از بین تمام دوستام گرفتم. (همون دوستای نامرد که براتون گفته بودم، نمیدونم یادتون هست یا نه)

+ ایشالا گوش شیطون کر، تا چند وقت دیگه دفاع دارم و دیگه میام وبلاگ نویسی ام رو طبق رویه قبل ادامه میدم دلم براتون خیلی تنگ شده، خیلی.

+ یه جورایی تو اوج سیر می کنم، انگار ورق روزگار برگشته تو تمام زمینه ها، همش رو مدیون خودم هستم! مدیون اینکه:

1) بعد طلاق، ننشستم زانوی غم بغل بگیرم.

2) سعی کردم رو شخصیتم و اخلاقم و اعصابم کار کنم و تو این زمینه روز به روز با هر تجربه پیشرفت کنم.

3) اجازه ندادم احدی اذیتم کنه. اگه الان دارید از بودن با کسی (دوست، همسر، همکار و حتی خانواده) زجر میکشید، چرا باهاش موندید؟ این خودتون هستید که دارید بش اجازه آزار خودتون رو میدید! یا سعی کنید رابطه رو درسش کنید، یا از وسط با یه چاقوی تیز ببریدش!

4) دنبال ازدواج و عشق و علاقه هم نرفتم. و در همین حین، خودش دنبالم اومد.

5) گذاشتم زمان بگذره، ولی به بهترین نحو بگذره. تمام سعی ام بر این بود که جوری زندگی کنم که فردا حسرت روزهای رفته رو نخورم، طوری زندگی کنم که فردا هر چی شد، فقط شونه هامو بندازم بالا، بگم: "به من چه! من تمام تلاش خودمو کردم" جالب بود، تا الان هر نتیجه ای که دیدم عالی بوده، چون سخت تلاش کردم و کار کردم.

6) ببخشید اینو میگم (کم حرف بی ادبی میزنم ولی این لازمه): ولی بیایید با هم چ*س ناله کردن رو بذاریم کنار! بیایید به جای ناله کردن، یه کم بیشتر زندگی کنیم

7) چطوری زندگی کنیم؟ من بهتون میگم: سعی کنید، هر چیزی که دست خودتون نیست رو بذارید یه گوشه برای تقدیر، هر چیزی که دست خودتون هست رو به بهترین نحو ممکن انجام بدید! به همین سادگی! (خیلی به این مورد فکر کنید.)

8) سعی کردم رابطه ام با خانوادم بهتر بشه. الان خیلی خوبیم، خیلی.

9) درسم رو به بهترین نحو ممکن خوندم (شامل بند 5 و 7) جوری ترم اول و دوم رو جبران کردم که الان در ردیف بچه های دیگه و چه بسا بالاتر هستم.

+ خدایا با تمام وجودم ازت ممنونم، اعتقاد نداشتم ولی الان دارم.... نمیدونم کی و چه وقت دعام رو مستجاب کردی، ولی کردی بالاخره، هر چند زجر کش ام کردی! 

پ ن: کسانی که میدونن قضیه این روزهای من از چه قراره، باید اشاره کنم که این متن بالا هیچگونه ربط صد در صدی با اون موضوع نداره، اون موضوع فقط درصدی رو شامل میشه... زندگیم از همه لحاظ بر وفق مراده، بازم خدا رو شکر.

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسلیم

سلام خوبه که روبراهی خوشحالم براتون نوشته تون خوب بود مثه همیشه اما این دفعه پر از انگیزه و شادی بود کاش برای من هم این روزای سخت بگذره در پناه حقر خوش باشی

پرواز

سلام رستا جون من خواننده خاموش بودم واز همون وقتی که امدی خونه خودت در جریان همه اتفاقات زندگی ایت بودم داستان زندگی من یه جورایی شبیه زندکی خودته که منم مثل تو به خاطر فرار از خونه ازدواج کردم افتادم تو یه چاه عمیق منم با روباه زندگیم ۳سالی میجنگم تا اینکه از مهر تصمیمم جدیه امدم خونه بابام میخوام دندون لق بکنم اما هر دفعه دادگاه میرم میام حالم داغونه البته بگم تازه اول راه اولین دادگاه خدا کنه کم نیارم .تو با پستات بهم امید میدی هر چند بعضی هاش رمزی شد اما بازم همین پستاتو میخونم روحیه میگیرم

tala

[لبخند]سلام دوستم بی نهایت خوشحالم که حالت خوبه عزیزم

ساغر

فکر نمیکنم یه نمره اینقدررررر خوشحالی داشته باشه,مطمئنم یه عشق جدید پیداکردی وبا کسی وارد رابطه و احتمالا قرار مدار ازدواج شدی فقط نمیدونم چرا نمیخوای بگی?! باور کن همه کسایی که وبت رو میخونن خوشحال میشن ما آرزومونه که تو به آرامش برسی

محمد

Dear Rasta , Sometimes you just have to have Faith and take a Chance...even when your heart is shaking! Have Faith in the blessings that God has planned for you!

ليلا

عزيزم خيلي برات خوشحالم ايشالا ك هميشه همينجوري باشي شاد و مصمم و موفق

امیر

خوندم :دی

هما

چرا من نفهمیدم تو پست گذاشتی[ناراحت] حال خوشتو مدیون خودتی عزیزم پس همونجور که بهش نگاه کنی همونجور هم میگذره

پری (یه دختر)

مرسی که موقعی که موفق و شادی به همه روحیه میدی و راه موفقیتت رو به همه نشون میدی :-* عاشق قلب بی غل و غشتم :-* ایشالله که همیشه شاد و موفق باشی رستا جونی :-):-*:-*:-*