عمق دنائت

+ من بهترم! ممنونم دوستای خوبم:* به لطف شما و مخصوصا، دوست خوبم "ناز"، حالم بهتر شد....

ظهری کلی گریه کردم، آخه واقعا انصاف نبود، اینهمه دادگاه رفتم و استرس وحشتناکش... دادخواستم رد شد، یعنی انگار هیچی که هیچی.... وکیلم میگفت، محاله، دادخواستت رد شه، شروط ضمن عقد هست با اینهمه شاهدی که من بردم، که کبودی های رو بدنم دیدن و اعترافات خود روباه رو مبنی بر کتک زدن من شنیده بودن، قاضی کاملا همه چیز رو رد کنه.... یه سه ساعتی خوابیدم، بیدار شدم بهتر بودم، میخوام از قاضی شکایت کنم....

+ با عرض معذرت ولی هنوز رو تمام حرفایی که زدم هستم....

+ کامنت هاتون رو فردا ایشالا جواب میدم، بازم مرسی:*

 

دادخواست طلاق رد شد!

 به همین راحتی.....

میدونسم بابای روباه کار خودش رو میکنه بالاخره......

(...) به این ق*ان*و*ن و همه چیز و همه کس و کارش....    (...)به تمام این م*لک*ت

تا کی باید زیر قانون له شم، خدا؟؟؟؟؟؟؟؟متنفرم از ک*شو*ر که فقط با    ر*ان* ت   و      ر*ش^وه  و    پار**تی   ب*از*ی کار آدما راه میفته، متنفرم ازین قانون ا*س^لا^م

از ته دلم امیدوارم، قاضی پرونده ام، دوست بابای روباه، رسوای تمام عالم شه، تکه تکه شه.... آخه لامصب ، با اون همه شاهد، دیگه باید چه جوری ثابت کنم، کتک خوردم؟

برا خودم متاسفم که تو این ک*و ر به دنیا اومدم.... برا همه متاسفم... آدم دلش به چی خوش باشه اینجا؟؟؟؟؟؟ بعد میان به من میگن، تو متاهلی!!!! باید وفادار بمونی! باید پایبند بمونی! گناهه! با مردای غزیبه حرف نزنی!!!!!

یه سوال: گناه من چیه؟

 اگه بش خیانت نکردم، جا خودشم! ................. نمیذارم یک ماه دیگه هم بگذره....

+ خدایا من منتفرم

متنفرم از عدلی که همه ازت میگن ولی من ندیدم

متنفرم از یسری که گفتی با عسر هست ولی من ندیدم

متنفرم از مستجاب الدعوه ای که میگن هستی، ولی من ندیدم

متنفرم از تمام نمازها دعاها و نذرهایی که میگن جواب میده، آره جواب میده، انجام بده، ولی من ندیدم

متنفرم از آتش جهنمی که یه عمر ما رو باهاش ترسوندن ولی تو این دنیا سوزوندن، میگن هست ولی من ندیدم

متنفرم از زندگی ای که همه میگن هدیه تو به منه،ولی من ندیدم

متنفرم ازین که میگن خدا به بنده های خوبش کمک میکنه ولی یک عمر من ندیدم

متنفرم از دنیایی که میگن، خوب باش، گرگ نباش، تا موفق بشی، ولی من ندیدم

متنفرم از تمام اصولی که تو دی*ن*ت گفتی، ما رو خوشبخت میکنه، ولی من ندیدم

متنفرم.....

اصلا میدونی چیه؟ متنفرم ازین که میگن هستی، ولی من ندیدم، میدونی برا اثباتت، چه ادله ای به کار میبرن؟ میگن همه چی وصل هس به تو! همه چیز از توئه، باید از تو خواست تا بدی، ولی من ندیدم بدی.... یه عمر دارم میگم، خب؟ چی شد؟ کو؟ چرا نداد؟ مگه نگفتین خدا میده؟ میگن: نههههه، صبر کننننن، اینا امتحان الهی هههههه...... خب لامصب ها فک کنم اشتباهی گرفتید، خدا نیست، گویا فقط امتحاناش هست! بهتره بگیم ما به جای خدا، فقط مصیبت ها رو داریم، اسمشون رو فقط عوض کردیم...

 

دیگه چی میخوایی ازم بگیری؟چی از جون من میخوایی؟ دست از سر من بر دار.... کجا برم انصراف بدم؟ آخه ... چرا قتل نفس رو دیگه حروم کردی؟ چرا همه چی زوره اینجا تو این دنیا؟

+ ازین به بعد منو یه جور دیگه خواهی دید! دیگه نمی خوامت، اصلا میدونی چیه؟ آره بام لج کن؛ منو بیشتر به زمین بزن، همین یه ذره چیزایی که دارم رو هم ازم بگیر، همش رو ، میدونم قدرتش رو داری، من در برابرت هیچی نیستم، اگه بودم اینجا نبودم، آره، بم بگو ناشکری!!! کردی، اینا رو هم ازت میگیرم، بگیر، میخوام به همه دنیا نشون بدم تو مهربون نبودی و همه اشتباه کردن، همه گول خوردن یه عمر.....میگن همه چیز دست توئه، تا تو نخوایی، نمیشه، یعنی اینهمه بدبختی که دارم، از توئه؟ فقط طلاقم رو نمیگما.... کل این بیست و چند سال زندگی منو که باید خوب یادت باشه....

+ شرط میبندم تا چند ساعت دیگه اینجا هم ف*یل*تر میشه! اگه شد، به وب قبلی ام مراجه کنید، اونجا آدرس جدید رو میبیند...

/ 123 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﻣﺤﺼﻮﻝِ ﺗﻔﮑﺮ درست است، اما گاهی ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﻫﻨﺮِ ﻧﯿﻨﺪﯾﺸﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺒﻮﻩِ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺵِﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ را ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ... لحظه هایت آرام رستا...

مهدی

سلام،1.اگه سر خونه زندگیتون رفته بودین و بعد متارکه کردین واون بهت نفقه نمیده ،میتونی بری دادسرا(دقت کن دادگاه نه، دادسرا)و ازش شکایت کنی،اونوقت اون باید مدارکی بیاره که نشون بده ماهیانه به شما نفقه میده،اگه نتونه ثابت کنه هم براش حبس داره هم طلاق میافته دست زن،یادتون باشه این تنها راهیه که طلاق دست زنه بدون گذشتن از مهریه.2.میتونی بری اداره ثبت اسنادو قسمتی از مهریه ات رو اونجا اجرا بذاری تا شوهرت رو ممنوع الخروج کنی،این روش خوبیه و2 تا مزیت داره،اول تا تکلیف مهریه مشخص نشه،اون کماکان ممنوع الخروج میمونه،دوم با اینکار اون میترسه،3.من هم خودم طلاق گرفتم،پدر خانم از کارمندان دادگاه بود و به همین دلیل حسابی اذیتم کرد و.....ودرنهایت 2سال تمام هم نفقه دادم،هم اون من رو اذیت کرد،(چون معمولا شنیده میشه که تو اینجور موارد پسر،دختر رو اذیت میکنه،ولی برا من برعکس بود)الانم مهریه اش رو ماهی.... میدم،البته با تمام اذیت شدنا خوشحالم، چون از دست یه ادم روانی و یه خانواده ....رهاشدم.

مهدی

4. قانون طلاق خیلی هم به نفع خانمهاست،منتها چون اکثریت مردم اطلاعی از فانون ندارند مردان سوءاستفاده میکنند،البته منکر این نیستم که مردان وقیح و پست بسیارند همانگونه که زنان وقیح و پست.5.به عنوان یک توصیه دوستانه،مهریه ات روببخش و خودت رو ازاد کن(تاثیرات این دوران مدتها اذیتت خواهد کرد،با اون محیط استرس زا وپر تنش دادگاه،فضای ملتهب خانه ومهمتر از همه خدت که داری له میشی و کسی نیست که ببینه وبفهمه)6.بی عدالتی، بداخلاقی،زرنگ بازی،واز اینجور رفتارها رو که الان داشتنش برای ما(انسانهای!!!!مسلمان!!!!!!!!)عادی شده رو به حساب خدا نذار، میدونم به ادم فشار میاد،خیلی هم فشارمیاد،من این شرایط وحشتناک رو گذروندم و میفهممت،اما یادت باشه.......................هنوز هم خدا همان خدای قدیمی است. 7.قبل هرکاری مشورت کن،با وکیل،نه با مردم و دوستان!!! 8.خواستید شماره یه وکیل اینکاره رو میدم،(منتها فقط برا مشاوره برو پیشش،چون وحشتناک پول میگیره)

مهناز

رستا جون بذار یه سری چیزا بگم در مورد دادگاه مهریه گفتی وکیل نداری گفتمشاید اطلاعاتت کم باشه:اول اینکه حکم کامل مهریت دفعه بعد باید صادر شه چون دومین دفعس ک نمیاد!دفعه اول حکم رو کامل میدن بهت،بعد وقتی حکم به دستت رسید (البته الانم اقدام کنی ضرر نداره چون بعضی از قاضی ها قبل اومدن حکم هم اجازه تامین خواسته میدن) سریع برو یه تامین خواسته بده(اگه اموالشو بعد اینکه پاتون به دادگاه رسیده به نام کس دیگه زده به اسم معامله سوری میتونی ازش شکایت کنی)تموم حساباشم میتونی ببندی!بعد حکم اومد سریع برو اجراییه صادر کن10روز بعد اجرایه اگه نداد همه سکه ها رو ی جا،میتونی حکم جلب بگیری،حواست باشه دادگاه مهریه از دادگاه اعسار کاملا جدا هست فک نکن چون روباه تقاضا اعسار(تقسیط)میده نمیتونی جلبش کنی،تا قبل دادگاه اعسار میتونه با سند آزاد بشه

عباس حکمت

سلام: اگر وضع مالیت طوری است که می توانی یک زندگی ساده را داشته باشی .قید همه چی رو بزن .رهاش کن بره . وخودت از صفر شروع کن به یک زندگی نو و با آرامش یک گلستانی از محبت و ناز وخرمی در اطراف خودت ایجاد کن .چونکه این خدای صبور اگر پاش بیفته پدر نامرد ها را در می آره. و همچنین راه زندگی زیبا را برای آدمای بی ریا باز می کنه ...[گل]

پرهام

سلام رستا جان خیلی ناراحت شدم از اینکه در حقت بی عدالتی شده بابا من نمی دونم چه داستانیه دو نفر به هر دلیلی نمی تونن با هم زیر یه سقف زندگی کنن اینقدر می دوننشون که واقعا از زندگی سیر می شن ..ما کاری جز دعا کردن از دستمون بر نمیاد براتون دعا می کنم که هر چه زودتر خلاص شی ....تو شرایط رفتنو داری تمام تلاشتو بکن از اینجا بری ...من ندیدم کسی بره و ناراضی باشه اونایی هم که رفتن یا عرضه کار کردن نداشتن یا به مفت خوری عادت داشتن ...

يه دختر

منم گاهي وقتا حرفاي تورو ميزنم عزيزم. بهت حق ميدم. گاهي خون آدم به جوش مياد. بعضي وقتا هم نمازامو يكي در ميون ميخونم. اون نمازايي هم كه ميخونم به خاطر اينه كه از غضب خدا ميترسم. اميدوارم هر چه زودتر شرايطت بهتر بشه[ماچ]

سپیده

رستا جون من خیلی وقته لینکت کردم فکر کنم قبلاً هم واست کامنت گذاشتم فکر کنم بهت رمزم رو هم داده بودم من تقریباً یه ده روزی میشه طلاق گرفتم من نمیدونم کجایی هستی اگه مشهدی هستی بگو راهنماییت کنم واسه طلاقت[لبخند]

بیتامهران

سلام رستاجونم ... خوبی ؟ علاوه بر بددهنی و کتک ، شوهرت بهت خیانت هم کرده ؟ رستا جان منهم 20 روز بیشتره خونه مامانم هستم ... شوهر دندانپزشک من هم ، هم بددهنه و هم میزنه ... اکثرا وقتی پا رو دمش میزارم ، 1-از خواهر کوچیکش بد بگم ( که واقعا و خدا شاهده خیلی اذیتم کرده ) و 2 -وقتی ازش بچه بخواهم !! ...خیانتش رو ندیدم ولی اعصاب نداره . کلید خونه رو عوض کرده و منو انداخته بیرون .... میخوام ازت سوال کنم میتونی شوهرت رو ببخشی و برگردی خونه ؟؟ الهی قربونت برم .... فدای دلت بشم.. میتونی ؟؟

بیتامهران

رستا جونم منهم میخوام حساب شووو ورمو ببندم ... شماره حسابهاشو دارم الا اون بانک که حسابش تووش پر و پیمونه ندارم [ناراحت]... اونو چه جوری گیر بیارم اقدام کنم ؟؟[افسوس]