من ؟!

دوست خوبم به اسم الهه، دخترش ایشالا به سلامتی تا یه چند وقت دیگه به دنیا میاد، هر کی اسم قشنگ بلده، پیشنهاد بده، خوشحال میشیم، مرسی

چند روز پیش، ظهر، بعد یونی داشتم از پله برقی تو خیابون میرفتم بالا، دیدم یه دختری با دوستاش دارن از روبرو میان، دختره نصف صورتش سوخته بود ولی به نظر خیلی خوشال و خندون بود... از خودم خجالت کشیدم! به خاطر یه مشکلی که امروزه بیش از 70 درصد زنای جامعه ما مبتلا بش میشن، اینطوری زانوی غم بغل گرفتن، حماقت محضه! به نظرتون کسایی که مثلا یه معلولیت دارن، حاضر نیستن، همه چیزشون رو بدن، حتی صد بار هم مطلقه باشن، ولی سالم باشن؟ به نطرتون مشکل من حاد تره یا زنی که با شوهرش، چندین سال عاشقانه زندگی کردن و احساس کرده که شوهرش همون شاهزاده سوار بر اسب سفیدشه و یهو توی یک حادثه، عشقش، همه زندگی اش، تنها دلیل زنده بودنش رو از دست میده؟ اون وضعیتش بدتره یا من؟ آیا حاضر نیست صدبار جای من باشه و مطلقه بودن رو تجربه کرده باشه ولی عشقش الان کنارش زنده باشه؟ کسی که با بچه جدا میشه چی؟ حاضر نیست هر چی داره بده ولی پای یه بچه بی گناه به طلاق کشیده نشه؟ اونایی که بچه شون رو بعد طلاق ازشون میگیرن، چی؟ من که حتی فکرشم نمیتونم بکنم... حالا بازم خدا رو شکر من یه درسی دارم که باش سرگرم بشم ولی اونی که همین رو هم نداره چی؟ بازم خدا رو شکر یه سقفی بالا سرم هست.

خدایا شرمنده ام.... هر چند که این روزها حقم نیست، و میتونست رنگ این روزا برام قشتگ تر باشه روشن تر باشه، ولی همین قدر هم که سیاهه سیاه نیست و خاکستری روشن میزنه ازت ممنونم.

پ ن: خونه بابام رو با تمام سختی هاش، حاضر نیستم به هیچ قیمتی با خونه روباه عوض کنم. آرامشی رو که دارم، صد سال، به خاطر تنها نبودن، از دست نمیدم. هرچند غصه دارم.

پ ن 2: خدایا کمکم کن قدر خودمو بدونم.

پ ن 3: کم کم دارم به غصنفر شک میکنم! خیلی رفتارای تابلویی داره!

پ ن 4: موهام بلندتر و خوب شدن، در حد نرمالی شدن که تو ذوق نزنن، ولی خب هنوز مدلش مدل کوتاهه و ازونجایی که تمام موهام به یک اندازه هستن، یه ظاهر نابهنجار داره، باید برم برا عید، یه دست ، مدل دار کوتاهش کنم مثه آدم! راستی ویژگی های موهام خیلی تغییر کرده از بعد از تیغ انداختن!

پ ن5: نمیدونم چرا هر وقت به عکس های یکی دو سال پیشم نگاه میکنم، اصلا انگار یکی دیگه بودم، خیلی شکسته شدم، پوستم خیلی داغون شده، این کرم ها رو هم اگه دو شب نزنی، صورتت بدتر از قبل میشه، ترجیح میدم رو بیارم به ماسک های طبیعی و میوه! خیلی ازین چیزا استفاده میکردم و کلی دستورالعمل داشتم ولی ازون جایی که ننه روباه همه وسایلم رو چاپید، هیچ کدومش رو ندارم. بی زحمت اگه کسی ماسکی چیزی بلده، دریغ نفرماید. مثل همیشه مرسی.

بعدا نوشت:

نمیدونم چرا تقریبا 4 5 ماهی میشه، حس میکنم خنگ شدم! لغات رو فراموش میکنم ساده ترین اصول درسم رو یادم میره، یکی باید صد بار یه چیزی رو بم بگه تا یادم بمونه، ترم قبل یادم رفت برم سر جلسه امتحان زبان معافی، به یکی قول میدم براش فردا فلان جزوه، یا کتاب رو بیارم، یا یادم میره بیارم یا اگرم میبرم، یادم میره بش بدم!... کلا رفتم تو حالت آلزایمر! آخیییی.... رستا چه زود پیر می شوی....

همچنان ادامه دارد......

/ 37 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مارا

خدا تو زندگی تو هوا تو نفس ات تو تک تک لحظه های زندگی ات هست دستش رو به سمتت دراز کرده و آغوش خودش رو برات باز کرده تو ازش دور نشو برو سمت اش برو تو بغل اش اگه گاهی هم کتک ات زد نترس حتما لازم داشتی مثل من وقتی تنها و نا امید از خدا شکایت کردم برا ی موقعیتی که داشتم خیلی اتفاقی به بهزیستی بخش کودکان نباتی رفتم تنم لرزید دلم دست کمی از تنم نداشت تا یه هفته حالم بد بود رستا تو هر بلایی سرت اومد داد زدی با زبانت با دستات نوشتی تا خودت رو تخلیه کنی وقتی برات دلسوزی کردن نوشتی نیاز به ترحمتون ندارم وقتی دلت تنهایی خواست نوشتی برام کامنت نزارید اما تو همین بخش از بهزیستی بچه های زیبایی بودن که از درد خودشون و از ترحم دیگران زجر کشیدن اما مثل یه گل هیچ قدرتی ندارند جز دیدن و فهمیدن و غصه خوردن نه می تونن مثل تو بنویسند نه داد بزنند نه تصمیمی برای زندگی بگیرند فقط می تونند درد بکشند . بخش دیگه که ارتو پد بود دختری زیبا بود که با همسرش تو ماشین تصادف می کنند و معلول می شه به سختی راه رفت و حرف میزد قدرت زل زدن تو چشم پدر مادرش رو نداشتم سنگینی درد و غمی که تو نگاه اونا بود برام زیاد بود شوهر دختر طلاق داد و رفت

مامان علی اکبر

سلام عزیزم خوبی؟؟؟ میگم یه سوال خیلی ذهنمو درگیر کرده[کلافه] جهزیه ات خونه روباهه؟؟؟

پرهام

سلام وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه وقتی دلت تنگ می شه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی [گل]

ندايــي

من و غضنفر تمنا طراوت تبسم طناز رو پيشنهاد ميديم[مغرور]

شکوفه

سلام عزیزم خداروشکر انگار روحیت بهتره.1سوال دارم ازت من همه مطالبتو خوندم هم اینجا هم وبلاگ قبلی. من مثل شما ازین مشکلات بزرگ نداشتم مشکلاتم معمولا قابل حل بوده اما 2بار افسردگی گرفتم باور کن از هر دردی تو دنیا بدتره.حالا شما که این مشکلاتو داشتی تاحالا افسردگی گرفتین؟ افسردگی حالاتش اینه:بی خوابی بی قراری کلافگی بی اشتهایی از هیچ چیزی لذت نبردن.همش از خودت میپرسی چرا زنده ای.وسواس فکری.ازخونه دلت نمیخواد بیرون بری میشه سوالمو جواب بدی؟و تو وبلاگت که خیلی طرفدار داره از بقیه بخواهی درباره ی تجربه های افسردگیشون بنویسن؟ممنون میشم گلم.

یک دختر

واییی اینارو میخونم منم شدیدا احساس عذاب وجدان میکنم[ناراحت]نمیدونم چرا من اینروزا اینقدر حالم نمیدونم دردم چیه همش گریه میکنم[ناراحت]

الاله

رستا دلم میخواد برای خودم و تو بشینم گریه کنم اما به خود م قول دادم گریه نکنم،میدونم بعدش حالم بدتر میشه.داداشم دیروز رفت سربازی خیلی دلم براش تنگه،از صبح دارم همش مطالبتو میخونم مامانم همش میگه نشستی پای کامپیوتر منو همش تنها میذاری

رایحه خوشبختی

موهانو واسه عید مدل دار ککه زدی بعدم یخ رنگ جیغ مثل شرابی یا دکلره کامل بکن که یه کم که از ریشه ش در اومد حسابی شیک میشه .من که همیشه ارزو داشتم موهامو این مدلی کنم ولی خرگز جرات کوتاه کردن موهامو نداشتم حالا که این توفیق اجباری نصیبت شده ازش لدت ببر کلی شیک وبا کلاس میشی یا میتونی قهوه ای فتدقی جیغ کتی وایییییییییییییی خیلی خوب میشه

هزارپا

سلام رفیق خوبی خوشی سلامتی؟ ببخش یه مدت نیومدم

هزارپا

آدم گاهی خنگ بشه خوبه منظورم اینه خنگ بشه و آدمایی که دوس نداره دیگه یادش نیاد نه اسمشون نه... حیف که نمیشه منم خنگ شدم آشپزی میکنم و میسوزونم غذامو [نیشخند]