گذشته تلخ من، پلی برای آینده ای شیرین :)

سلام

رستا هستم به وبلاگ من، به جمع دوستان من خوش اومدید.... اوایل تو وبلاگ قبلیم می نوشتم.(کلیک کنید اینجا رو : این ).... تو اون وبلاگ، گذشته ام رو شرح دادم و به دلایلی، رمز رو به دیگه کسی نمیدم.... به همین خاطر تصمیم گرفتم، این صفحه رو بسازم و یه خلاصه ای از زندگیم تا به اینجا بگم....

همون طور که از اسم وبلاگم، معلومه در آستانه طلاق هستم و معلوم نیست که تا کی باید صبر کنم تا بتونم طلاق بگیرم.... علت اصلی طلاقم، این بود که روباه زندگی من (نا شوهرم ) منو کتک میزد و بد دهن بود..... با وجود اینکه هر دومون تحصیل کرده بودیم و امروزی بودیم ولی متاسفانه چون روباه از خانواده ای بود که سطح فرهنگ شون از خانواده من پایین تر بود و توش کتک زدن زن، امری عادی تلقی میشد.... کتک و فحاشی و توهین های وحشتناک به خانواده ام جزئی از هنرهای هزارگانه روباه بود.... همه اینا باعث شد من از خونش اواسط تابستون91 بزنم بیرون.... اوایل شک داشتم که طلاق بگیرم یا نه.... میترسیدم از طلاق... و حتی گند خیانتی که بم کرد هم در اومد و من بازم شک داشتم..... در یک جمله: احمق بودم!..... ولی تا به امروز که نشستم اینجا (جمعه 21.تیر.92) ذره ای از طلاقم پشیمون نیستم.... تازه فهمیدم با طلاق دنیا تموم نمیشه.....

یه مشکل بزرگی که دارم اینه که بابای روباه آدم گردن کلفتی هست تو دادگستری و متاسفانه نمیذاره کار من درست  پیش بره... و تقاضای طلاقم توسط دوست پدر روباه، که قاضی پرونده ام بود رد شد... نمیدونم تا کی باید بدوئم...تا کی باید صبر کنم... شاید همون طوری که خود روباه گفته تا زمانی که موهام رنگ دندون هام بشه.... تا زمانی که جوونیم تموم شه.... ولی پشیمون نیستم... هر چند شرایط چندان جالبی هم تو خونه پدرم ندارم.... مادرم اذیتم میکنه..... حتی یکی از دلایل من برا ازدواج سریعم، خلاص شدن از شرایط خونه بود که حتی بعد طلاقم بدتر هم شد... ولی من بین بد و بدتر، بد رو انتخاب کردم.... شرایط خونه پدرم ، بالاخره یه روز تموم میشه ولی موندن با روباه به معنای کامل، بدبختی مادام العمر بود...... و من اینو خوب میفهمم.....

این وبلاگ ساخته نشده که با خوندنش سرگرم بشید.... دوست دارم ازش عبرت بگیرید... درس بگیرید.... یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که من آخرین دختری باشم که مجبوره به دادگاه های رذل و دد منش و بی رحم این مملکت پا بذاره و بدوئه تا بتونه حقش رو بگیره.....

پیام من به شما: ارزش یه زن بالاتر از اینه که خودش رو به خفت بودن با هر نامردی بندازه..... کاشکی ما جنس های مونث قدر خودمون رو بدونیم.....

شعار من : "تا شقایق هست زندگی باید کرد".... تا وقتی که بیدار میشید و سالم هستید و هنوز هم می تونید طلوع آفتاب رو ببینید ، دنیا تموم نشده.....

+ 8 / 8 / 92: و حالا منم یک مطلقه ام.........

زندگی دوباره شروع شده با همه بدی ها و خوبی هاش... با همه سختی ها و راحتی هاش....

+ این صفحه هر از چند بار که اتفاقی به یاد ماندنی بیفته به روز میشه...                                      

/ 0 نظر / 11 بازدید