سلام.... خوبید؟ دلم براتون تنگ شده بود گفتم یه پست بذارملبخند

+ هنوز خوبم خدا رو شکر... وقتم به شدت پر هست.... اصلا نمیدونم کی شب میشه.... همین طوری روزا میگذره.... باورم نمیشه امروز اول مرداد باشه..... وای من عاشق مردادم.... خداییش مردادی ها آدم های خیلی خوب و با حالی هستن هانیشخند شیر نماد مون هست دیگه.... من که عاشق ماه تولدم هستم...... آدم های گرم و پرانرژی از خود راضی مردادی ان... تو fb دیدم نوشته ادم ها دو دسته ان : یا مردادی ان یا مردادی نیستننیشخند

+  این عکس رو هم تو fb دیدم خوشم اومد، سیو کردم گفتم تو پست ام بذارم:

 

خدا بابات رو بیامرزه برنارد جاننیشخند هفت جد و آبادت رو هم بیامرزه....بذار من یه ماچت کنم، روحت شاد شهماچنیشخند زنده بودی، خودم میومدم کنیزی اتگاوچران

+ هنوز اتفاق خاصی نیفتاده... زندگی ام همون روی روتین خودش پیش میره ، کلاس زبان رو میرم و طلاقم هم هیچی دیگه باید صبر کنم تا تو اذر و ابان وقت دادگاه هم بشه.... چقدر فرسایشی هست... خدا ازشون نگذره....

+ نمیدونم چرا این زندگی و دنیا ، انگار نمیخوان من یه کم نفس بکشم... تا میبینن من تنهام برام آستین بالا میزنن... یادمه بعد عین، یهو وفور خواسگار و خاطرخواه شد.... تا حدی که بعضی روزا دو تا خواسگار هم خونمون میومدن.... که روباه نامرد هم یکی شون بود.... و من بعد یک ماه از تمام شدن ماجرای عین، با روباه ازدواج کردم.... بعد روباه هم ازون مدل طرف هایی که گفتم زیاد شد یهویی.... این چند وقته هم انگار بازم آسمون تپیده .... همشون در اول ظاهر و موقعیت شون عالی هست ولی وقتی وارد بطن ماجرا میشی میبینی چقدر تو زرد ان!..... ولی دوست داشتم یه کم تنها باشم..... حداقل برا چند وقت برا خودم زندگی کنم....

+ از عین جان هم خبری ندارم، خیلی وقته....گفتم یهو غیبش میزنه.... ولی نه ناراحتم نه نگران، چون اس که براش زدم دلیور شد، یعنی گوشیش روشنه پس سالمه.... هر چند بازم مثل همیشه ج نداد.... چون گناه!!! اونم از نوع کبیره اش هست و اسلام در خطر میفته... مهم نیست عین جانلبخند من به تو هیچ نیازی ندارم عزیزم، هر جا هستی و باشی، خوش باشی....

+ حالا این روزا که یه کم چشم و گوشم باز شده، میفهمم عین هم چندان تحفه ای نبود و من خودم رو براش کشتم..... واقعا به تمام معنا کشتم..... حتی گفتم یکی از دلایل ازدواج عجولانه ام هم به خاطر همین آقا بود... الان که نگاه به گذشته و آدم هایی که بعدا وارد زندگیم شدن، میکنم میبینم نه واقعا عین اصلا به درد من نمیخورد..... به خودشم گفتم، عین دو تا صفت خیلی بد داره، یکی اینکه فوق العاده ترسو هست و یکی دیگه اینکه وسواسی و هست و باید همه چیز ایده ال باشه براش..... و جدیدا متوجه شدم یه خصوصیت بد دیگه ای هم داره اینکه اصلا و ابدا به خودش و سلامتی اش و ظاهرش اهمیت نمیده..... من واقعا عاشق چی تو شدم، عین جان؟لبخند

+ به احتمال زیاد ادامه دارش میکنم این پست رولبخند