همیشه ی خدا از تاریخ و جغرافی بدم میومدهههه، نه اینکه اونا بد باشنا نههههه، توهین نمیکنم خدای ناکردهههه،(حالا یهو میبینید از شانس من، شونصد تا از خواننده ها، رشته شون تاریخ یا جغرافی میشه) نمیدونم چرا هیچوقت استعدادی در این دو درس نداشتم.... مثلا ادبیاتم خیلی خوب بود همیشه، الان هم خوبه، کلی شعر هم حفظماز خود راضی ولی هر کاری میکنم پایتخت کشورها و یا حتی مسایل تاریخ 30 سال پیش همین مملکت هم تو ذهنم نمیمونهناراحت.... یه دوستی دارم، داشتم چند وقت پیش باش چت میکردم، ازم میپرسه، شهرتون چقدر جمعیت داره؟ میگم نمیدونم، فک کنم داره یه 10 12 میلیونی... یهو دیدم از خنده وا رفت.... رفته خودش تو نت سرچ کرده، میگه نه خیر 1600000 انقدر..... میگم: إإإإ؟ واقعا؟ نمیدونستم تا 16 میلیون هم میرسه... دیدم، طرف منفجر شد، بش میگم چته؟؟؟ میگه یه بار دیگه نگاه به صفرها بکن، نگو منظورش 1.6 میلیون بودهابرو.... میگه شانگهای پرجمعیت ترین شهر جهان، 15 میلیون جمعیت داره، بعد تو فکر میکنی، شهری که با ماشین بالا و پایین اش رو بری، میشه، 3 ساعت،16 میلیون جمعیت داره؟؟؟.....افسوس یادم افتاد چندین سال قبل، همون وقتا که تازه یونی قبول شده بودم،یه بار تو یه جمع بزرگی نشسته بودیم، دایی ام یهو دید ما هم مهندس و این چیزا، خواست منو هم وارد بحث کنه، برگشته میگه : مثلا همین کشور خودمون، ببینید با این جمعیتی که امروز داره،(رو کرد به من) رستا الان جمعیت کشور طبق آخرین آمار چقدره؟ من: متفکر نمیدونم فک کنم رسیده باشیم به یه 7 یا 8 میلیونی...ملت حاضر در صحنه:قهقهه داییم: خنثی من: نگران....

درباره پایتخت کشور ها هم، دوستم میدونه من جغرافی ام خوب نیست، اون شب میگه بیا اسم پایتخت چند تا کشور ازت بپرسم، همیشه میدونسم آدما اولین کشوری رو که معمولا میپرسن، آرژانتینه، قبلا یکی دو نفر دیگه ازم پرسیده بودن، ضایع شده بودم، این یکی رو سعی کرده بودم حفط کنم...خلاصه دوستم گفت : آرژانتین! هر چی تو سر خودم میزدم، یادم نمیومد، جون کندم، مردم، یادم نبود.... خنثی دیگه بقیه کشور ها، پیشکش ام! اونا رو هم بلد نبودم، فکر هم نکردم، چون میدونسم یادم نیست!

تو یه زمینه دیگه هم که خیلی خیلی، ضعیفم، ازین لغات جامعه شناسی و روانشناسی و این چیزا هست، مثلا سوسیالیسم، ناسیونالیسم، رئالیسم،نوستالوژی، آوانگارد، سادیسم، اسکیزو فرنی، شیزو فرنی، امپریالیسم، پوپولیسم، لیبرالیسم.... محاله محاله محاله، معنی اش رو از کسی بپرسم، تا فرداش تو ذهنم بمونه...فقط لغاتش خوب تو ذهنم میمونهنیشخند

یه چیز دیگه هم یادم نمیونه، اسم رئیس جمهور ها یا پادشاه های مملکت دیگه هست.... امروز بحث سر جان اف کندی بودی تو خونه، بحث بالا بود، من یهو عین چی، پریدم وسط، میگم، ببخشید، کندی کیه؟ بعد نمیدونم چه طوری مسئله به نخست وزیر آلمان راه پیدا کرد، گویا یه زنی هست یا قبلا بوده، اسمش رو گفتن، الان یادم نیست اسمش چی بودنگران... الان دارم با خودم فکر میکنم که آرنولد شوار زنگر، کی بود،متفکر یادم نیست، فقط یادمه فیلم هم بازی میکرده یه زمانیناراحت

یه چیز دیگه هم که یادم نمی مونه، اسم کتاب هاب درسی مون هست که تو این مدت خوندم، آخه ما اسم کتاب های درسی مون، اسم نویسنده اش رو میگن، من یادم نمی مونه... و این دردناک ترین بخش زندگیمهنیشخند چون همشون کتاب های مرجع هستن و مهم.... ای خداااا الان دارم فکر میکنم، اسم کتابی که همین چهارشنبه هفته پیش، امتحان دادم چی بود، یادم نیستکلافه...... +فک کنم من مشکل دارم!

دوستم بم گفت، آخه تو چه مدرکی گرفتی؟ چه درسی خوندی؟ چه طوری ریاضیات میخونی اونم در این حد پیشرفته؟ بش میگم: به نظر من که ریاضیات و درس های ما یادگیریش و فهمیدنش، خیلی راحت تر از یه مشت اسم آدم و عدد و تاریخ هست... چی کار کنم خوووو، مجبور اینطوری از خودم دفاع کنمنیشخند

چیزایی که مربوط به زتدگیم میشه رو خیلی خوب یادم میمونه، ولی خووو به من چه رئیس جمهور فلان مملکت یه زمانی کی بوده، چه کار کرده، یا مثلا به من چه رئالیسم یعنی چی، به من چه کدوم دانشمند، چه موضوعی رو کشف کرده، به من چه کی چه کتابی نوشته.... کلا حافظه ام تو یه زمینه های دیگه خیلی قوی هست، که نوشتمشون ولی پاک کردم، دیدم از حوصله جمع خارجهنیشخند

میگما یه سوال بپرسم؟بازنده اینا نشونه آلزایمره؟؟؟ البته چیزی نبودن که من قبلا ها تونسته باشم حفظ کنم، الان یادم رفته باشه ها... تا بچگی رو هم که یادم میاد، همیشه همین جور بودم...

+اندازه فونت ام الان خوبه؟بزرگترش کردملبخند