نو که به بازار می آید، همیشه کهنه دل آزار نمی شود.... من نزدیک به 6 سال، ویندوز لپ تاپم رو عوض نکرده بودم، با همون ورژن قدیمی xp کار میکردم، هم خودم راضی بودم، هم باهاش راحت بودم، هم کلی چیز میز توش ذخیره کرده بودم، انواع و اقسام back ground ها و برنامه ها... یعنی برنامه ای نبود که به درد بخوره و من نداشته باشم.... ما دیدیم، این غضی، هی ما رو مسخره میکنه که هنوز xp؟؟؟؟؟ و هره میداد... (با صدای کلفت بخونید:)"خانم فلانی، از عهد هجر بیایید بیرون، با تکنولوژی روز دنیا آشنا بشید؛ این چه ویندوزه در پیتی هست شما داری؟"  خواهرم هم منو چندین بار مسخره کرده بود، لپ تاپ خودش ویندوز 7 دارد و من xp آن هم مدل 7 سال پیش.... تا اینکه یکی از برنامه های کاربردی پروژه هام با غضی و شری، هر کاری کردم، رو لپ تاپم نصب نشد و شدم مضحکه شری و غضی... (شری لپ تاپ اپل داره، هی هم فیس و افاده میاد باهاش، ندید پدید بدبختخنثی)گفتیم حالا چه کاریه، من که با این راحتم، این روزا هم که عوض کردن ویندوز با نصب برنامه های ساده، 30 تومن میگیرن...گفتن خودت عوض کن، ما هم گفتیم، من به عمرم ویندوز عوض نکردم و بلد نیستم (تورو خدا مهندس این ممکلت رونیشخند) خلاصه سه شنبه، غضی خودش گفت، لپ تاپم رو ببرم، برام ویندوز عوض کنه،و برنامه های مورد نیاز رشته ام رو برام نصب میکنه؛ ما هم موقعیت رو مناسب دیدیم، گفتیم مفت باشه، کوفت باشه، میبریم، بادا باد.... بیچاره چهارشنبه 3 ساعت تمام داشت برام ویندوز عوض میکرد و برنامه نصب میکرد... لپ تاپم هم چون تا حالا ویندوزش عوض نشده بود، کلی گیر میکرد و بالا نمیومد ویندوز نصب نمیشد....ولی به هر حال شد دیگه.... منم در همین حین که اون داشت عوض میکرد،رفتم دادگاه و دادخواست تجدید نظر به حکم ناشزه و این حرفا.... هیچی دیگه، اومدم خونه، دیدم ای بابا، کل history ,favorite نت ام پریده و ادرس همه وبلاگایی که میخوندم و تمام سایت هایی که کار داشتم و هر روز سر میزدم و همش رو از دست دادم..... کار کردن با 7 هم بلد بودم ولی خب عادت نداشتم و راحت نبودم... کل برنامه هایی رو هم که در طی 6 سال متمادی جمع کرده بودم و نصب کرده بودم از دست دادم...یاد ضرب المثل مامان بزرگم افتادم: خر خسته، خداوندم نخشنود...

قالب نو ام رو هم به خودم تبریک میگمنیشخند، از صبح ساعت 9:25 تا 12:06 دقیقا، دنبال درست کردن این قالب بودم، کلی مطلب و این جور چیزای آموزشی تو نت خوندم، حالا میتونم خودم هر تغییری که دوست دارم تو قالبم بدم، شما هم اگه قالب سفارشی خواستید، بگیداز خود راضی در اولین فرصتی که سرم خلوت شد، میرم تو کار قالب وبلاگنیشخند حالا قشنگ شده؟؟؟؟ من عاشق این عکسه که تو دستش کبریت هست، شدم،(بد سلیقه ام، نه؟نیشخند) اینو توی یه قالبی دیدم، خوشم اومد ولی قالب کار نمیکرد.... احساس میکنم نماد امیده، کورسوی امید که اگه ازش استفاده نکنی، همین هم خاموش میشه و از دستش میدی... لاک دستاش نشونه شاد بودنه، و دستاش هم زیبایی و ظرافت خاصی نداره، همش برام تداعی کننده نماد های مختلفه....حتی پس زمینه سفیدش... خلاصه گشتم تو نت عکس اصلی اش رو از یه سایت خارجکی پیدا کردم و دیدم سایزش مناسب نیست، خودم این دو تا ستون کناری رو بش اضافه کردم، جملاتی رو که دوس دارم توش نوشتم... البته من فتوشاپ ندارم، با power point انجام دادمنیشخند .... نظرتون رو حتما بگید درباره این قالب، ممنون میشم.

مثلا میخواستم شروع کنم درس بخونم، از بس غیبت داشتم، دیدم جزوه ام ناقصه، زنگ زدم به همون دختره، همکلاسی ام که گفتم عقد کرده و خیلی خوب درس میخونه، بش میگم جزوه فلان روز رو برام ایمیل میکنی؟ گفت باشه.... تورو خدا عکسایی رو که برام فرستاده ببیند، بدون ذره ای تغییر گذاشتم اینجا (عکس ها به دلیل مسائل امنیتی حذف شدنیشخند.... همش مات و تیره بود، فقط می خواستم اینو نشون بدم).....آخه یکی نیست بگه، آخه نمیتونی، یا زورت میاد، رک بگو؛ چرا هم خودتو سر کار میذاری، هم ما رو؟؟؟؟و اینگونه شد که ما دوباره دست به دامن غضی شدیم.... بلهههههافسوس