سال 91 ، با همه بدی ها ، کتک هاش، گریه هاش، دعواهاش، اعصاب خوردی ها و استرس هاش و حتی مطلقه شدنم، سال خوبی برام بود.... هیچ وقتی روزی که دوستم بم اس ام اس داد و گفت، اولین انتخاب ام رو تو کنکور قبول شدم، فراموش نمیکنم، از خوشحالی گریه میکردم، چون روباه موفق نشده بود منو از موفقیت ام دور کنه، از خوشحالی فقط مثل دیوونه ها با آهنگ بلند میرقصیدم و گریه می کردم (نگید دیوونه هست ها)، سال خوبی بود، چون خیلی آدم های خوبی وارد زندگی ام شدن، که باعث شدن بفهمم هنوز انسانیت وجود داره، هنوز آدمهای خوب زیاد پیدا میشن، که باعث میشن آدم به زندگی امیدوار بشه، مثل دوست های خوب و گل وبلاگی ام، همچنین آدمهای دنیای واقعی، که بهترینش، تو هستی، دوست خوبم...

شاید باورتون نشه ولی همین مطلقگی رو هم دوست دارم، شاید اینم یکی از بزرگترین نعمت هایی بود که امسال نصیبم شد، میدونم حداقل الان شانس خوشبختی رو خیلی بیشتر از هر زمان دیگه ای دارم.....

خدایا شکرت....

برا منم سر سفره هفت سین دعا کنید، هر چند میدونم این پست رو دارم دیر میذارم، ولی میدونم تو قلب همتون هستم، چون که شما ها تو قلب من هستید و من همیشه براتون دعا میکنم.....دوستتون دارم همتون روماچ امیدوارم امسال بهترین سال عمر همه مون باشه....

پ ن: نیستم تا یه مدتی بچه ها، گفتم که نگرانم نشید یه وقت.... ایشالا عین خوبی داشته باشید....