+ خب دیگه مسئله وبلاگ دیگه رو فراموش کنید... ازتون خواهش کردم خواننده های روشن، خودشون رو به من بشناسونن، هر کسی رو که شناختم و مطمئن شدم، آدرس دادم... خواهش میکنم آدرسم رو جایی لینک نکنید، با تشکر.

خب، بگذریم، من هنوز اینجا هستم و اینجا رو تعطیل نخواهم کرد... علت غیبت این چند وقتم، این بود که به شدت سرم شلوغ بود، و به ندرت وقت نت اومدن داشتم... امیدوارم منو ببخشیدناراحت

دختر عمه در حال طلاق رو با دو عدد کودک رو که ان شاء الله به یاد دارید؟نیشخند این هی اومد زیر پوست من که رستا بیا بریم پیش دعا نویس و اینا، خلاصه بعد کلی وقت دوندگی و بدبختی برای وقت گرفتن از جناب دعا نویس، موفق به ملاقات با ایشان شدیم، از ساعت 5 عصر که اونجا بودیم، با کلی رشوه دادن به منشی و اینا تونسیم 11 شب داخل اتاق دعا نویس بشیم، به دختر عمه گفت 45 تومن بده... دختر عمه داد و خوشحال و خندان راهی خانه شد...

دعای دختر عمه از نوع جوشیدنی بود و در روز سوم آب دعا بخار شده بود و دعاش سوخته بود، تصمیم گرفت بره و سخت ترین دعا رو برای شوهرش بگیره.... باورتون نمیشه ولی در کل با رشوه هایی که به منشی داد سر جمع 800 تومن صرفید! دارندگی و برازندگی! حالا امیدوارم اثر داشته باشه و شوهرش برگرده، دلم برا دو تا بچه اش می سوزهناراحت

+ به شدت از راهیابی تیم والیبال به مرحله بعد خوشحالم، به اندازه ای که از عدم صعود تیم فوتبال خوشحال شدم... ولی خب متاسفانه برزیل به مرحله بعدی لیگ والیبال صعود کرد و باید منتظر بازی ای طوفانی ازشون باشیم...

+ خب اینو هم تعریف کنم: چند وقت پیش، تو ترافیک داشتم میرفتم، یه ماشینه با نامردی تمام پیچید جلوم، منم که هیچوقت این ناحقی ها رو تحمل نمیکنم، پامو گذاشتم رو گاز و اصلا برام مهم نبود به کسی بزنم یا نه، دستم رو اول دادم راست و بعد چند متر جلوتر پیچیدم جلوش... بابا طرف مگه دیگه ول میکرد؟ چند بار نزدیک بودیم بزنیم به هم، آخرش که از ترافیک راحت شدیم، اومد سمت چپ و میگفت خانم شوماخر بردی! حالا بزن کنارکارت دارم، بوق و چراغ، مگه ول میکرد؟ منم دست و پامو گم کرده بودم، جلوتر سر چهار راه ایستاده بودم، شنیدم هی ماشین عقبی داره بوق میزنه، منم فکر کردم همون مرده است، اهمیت ندادم، یهو تق زدم به ماشین پشتی! نگو تو سراشیبی بودم، پام رو ترمز نبود، ماشین عقبی داشت بوق میزد حواسم رو جمع کنمخنده اون مرده هم که گیر داده بود ماشین بغلیم بوده، ترکیده بود از خنده! میخواسم پیاده شم بزنم له اش کنمااااعصبانینیشخند

+ گواهینامم رو هم تمدید کردم لبخند

+ خدا رو شکر زندگی آرومی رو تجربه میکنم...لبخند