عجب عنوان قشنگی گذاشتیم ها نیشخند

دیشب نوشت:

+ خیلی این وبلاگ رو دوست دارم.... حاضر نیستم به هیچ قیمتی اینجا رو ول کنم.... مگر اینکه فیل*تر بشم.... دیگه دوست ندارم از نو شروع کنم و وبلاگ بنویسم ...

+ تا حالا چندین نفر ازم درباره تراشیدن مو پرسیدن... گفتم تو یه پست بنویسم.... اولش خوبه آدم حس میکنه راحته... حموم کردن راحته، دیگه احتیاج به سشوار و اینا نیست...دیدن رشد مو ها لذت بخش هست... هر ماه یه مدلی هست، مخصوصا عکس بگیرید رشدش رو تو هر مرحله متوجه میشید.... ولی مشکل کار از جایی شروع میشه که بخوایید به یه مهمونی برید.... من یه پستیژ خریدم هر چند رفتم بهترین نوعش رو خریدم ولی خب بازم آدم رو کلافه میکنه... کلا هم نصف بیشتر زیبایی زن به موهاش هست و واقعا آدم زشت میشه و ممکنه یه کم تو روحیه تاثیر بذاره....

ولی خب مو خوره به طور کامل رفع میشه..... بیماری های مو و شکنندگی ها کاملا از بین میره... موها هم مثل یه نوزاد که تازه موهاش در اومده و نرم و لطیف هست میشه... هیچ تاثیری در پر شدن مو نداره.... من موهام قبلا تقریبا خشک بود، الان مدلش شده چرب و 180 درجه فرق کرده... قبلا موهام فر درشت بوده ولی الان تقریبا صاف شده و خلاصه کلا مدلش و جنسش فرق کرده.... در کل، اگه موهاتون مشکل خاصی نداره من پیشنهاد میکنم این کار رو نکنید چون به شدت آدم زیبایی اش رو از دست میده و تا بخواد در بیاد و بلند شه، کلافه میشید.... الان من بعد گذشت یک سال موهام تا کمی پایین تر از شونه ام اومده....

+ کم کم دارم یاد میگیرم برا دوست داشتن آدما قبل از ظاهر یه چیزای دیگه مهم اند... و اون اخلاق هست... و اخلاق خوب باعث میشه طرف تو چشم زیبا به نظر بیاد.... ولی اگه اخلاق نداشته باشه قیافه اش هر چقدر هم خوب، کریح و زشت جلوه میکنه....

+ من همچنان خوبم....لبخند و باید به زندگی لبخند زد.... طلوعی بسیار درخشان در انتظار منه.... من مطمئنممژه

+ آنکه از من گذشت، در گذشت... روحش شاد، یادش گرامی...از خود راضی

امروز نوشت:

+ داشتم فک میکردم چرا من انقد اعتماد بنفس ام پایین هست، تا حدی که یادمه دوران دبیرستان همیشه دنبال تایید دوستام بودم تو همه چیز.... هیچوقت خودم و رفتارام رو باور نداشتم.... قبلا های نه چندان دور، وقتی کسی بم میگفت زیبا هستم یا باهوشم، فک میکردم داره الکی میگه تا دل من خوش بشه... اما این چند وقته وقتی میبینم روزی نیست که دو سه تا پیشنهاد جدید نداشته باشم وقتی میبینم التماس میکنن، آدم هایی که 80 درصدشون واقعا سرشون به تن شون می ارزه، حس میکنم خودم رو خیلی دست کم گرفتم و به چیزهای بی ارزشی تو زندگیم همیشه قانع شدم....

+ از چک شدن مدام توسط خانواده ام خوشم نمیاد.... نمیدونم چرا بابام نمیدونه من بزرگ شدم و خودم میتونم برا زندگیم تصمیم بگیرم، خودم باید بتونم بد رو از خوب تشخیص بدم، میخوام خودم برا زندگیم تصمیم بگیرم، خودم راهم رو انتخاب کنم.... من احمق نیستم که نجابت و پاکی این همه سال از زندگیم رو مفت از دست بدم.... من بزرگ شدم بابا، میخوام خودم باشم....

+ دیشب نمره تافل رو زدن.... نپرسین چند لطفا و خواهشا چون دوست ندارم بگم به کسی.... بعد از مدت ها یه کمی هم اشک ریختم به خاطر بد شانسی همیشگی ام، چون واقعا خوب خونده بودم... دوستم دعوام کرد، که این لوس بازیا چیه، دیگه گریه نکردم نیشخند... کلا 15 نفر بودیم از همکلاسی ها امتحان داده بودیم، فقط 2 نفر تقریبا خوب شدن، که اونا هم بار سومشون بود...

+ نمیذارم هیچکس و هیچ چیزی تو این دنیا دیگه شادی و خوشالی منو بگیره... اگه کسی باعث ناراحتیم بشه، براحتی حذف میشه ... هر چند تافل خوب نشدم ولی اصلا دلسرد نمیشم، بازم میخونم و بازم امتحان میدم.... به این راحتی ها کم نمیارم، دست نمیکشم از هدفم... برا دفعه بعد انقدر خوب و محکم میخونم که حتی اگه خیلی ازین هم سخت تر دادن، بازم نمره بالایی بیارم...

+ من تسلیم نمیشم، من براحتی دلسرد و مایوس نمیشم... من می جنگم تا بالاخره به پیروزی برسم.... یه روز شکست از رو میره.... هر چند تا حالا مشکلات زیادی تو زندگیم داشتم ولی از پس همشون بر اومدم، و هنوز زنده ام.... من هنوز سالمم و نفس میکشمنیشخند من برای طلوعی درخشان می جنگم....

+ بازم میگم: آنکه از من گذشت، در گذشت... روحش شاد، یادش گرامی...از خود راضی